بارون
.gif)
الان داشتم تلفنی با مامان جون صحبت میکردم.گفت داره بارون میباره .گفت از دیروز که اومدی کلی بهونه امیرحسین(پسر داییت) رو گرفتی که کی میاد خونه مامان جون تا با هم بازی کنین.(امیر حسین وپویان هم سن هستن)بعدش که مامان جون گوشیو داد به مامانت که یهویی وسط صحبت ساکت شد نگو که شما خرابکاری کردی لیوان شیرو ریختی زمین.خدا به دادت برسه(شوخی کردم یکی یدونه)
مسافرت خوش بگذره گل قشنگم از مسافرت که برگردی باید بری پیش دبستانی.چه زود بزرگ شدی.انگاری همین دیروز بود که به دنیا اومدی.انشالله ١٠٠ساله بشی وهمیشه همیشه شادو سلامت و موفق......خیلی دوست دارم


.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بارون
