اولين روز
میرم مدزسه میزم مدرسه جیبام پر از فندق وپسته موش موشك من ميخوره غصه كه نميتونه بره مدرسه...اين شعر زمان نيني گي هاي مامانم بوده خودش بهم گفته.منم امروز زفتم پيش دبستاني ديگه بزرگ شدم آقا شدم اينا رو هم مامانم ميگه..امروز يه عالمه پسر همسن وسال من اونجا بودن آخ جوووووووووووووووون چه كيفي داره يه عالمه دوست.بهمون كادو هم دادن ظرف غذا اما رنگش صورتيه
خب خنده داره ديگه آخه من پسرم صورتي مال دختراست .با اينكه كوچولو هستم ولي ميدونم مامان جون وباباجون دوست داشتن امروز پيشم باشن هيييييييييييييي بازم دل كوچولوم تنگيد
امروز كه با خاله جوني تلفني حرف زدم بيشتر از 2يا3كلمه هميشگي.گفتم رفتم سر كلاس گفتم اونجا رو دوست داشتم.ني ني جوني هاي خوشگلو مهربون شما هم غذاتون خوب بخوريد تا زودي بزرگ بشين مثل من...دوستون دارم يه عالمه هرچي بگم بازم كمه...اينم مامانم هميشه ميگه


اولين روز
